الملا فتح الله الكاشاني
76
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
عزم خروج نمود و در حين خروج با قوم گفت كه من مبالغه كردم در ابلاغ و انذار شما و بذل سعى و جهد نمودم در نصح و إشفاق براى شما و شما تصديق نكرديد و بر كفر خود ثابت و راسخ شديد لا جرم مستوجب اين عذاب شديد پس چگونه من تاسف خورم بر هلاك شما و شما از روى عناد مرا تصديق نكرديد و بر كفر خود ثابت و راسخ شديد و در آيه دلالت است بر آنكه مؤمن را جايز نيست كه از براى كافر دعاى خير كند و اندوه خورد بر هلاك اهل كفر و ظلم و بعد از ذكر قصص بعضى از امم سالفه و قرون خاليه و بيان هلاكت ايشان بتكذيب پيغمبران كفار قريش را تهديد مينمايد و ميفرمايد كه * ( وَما أَرْسَلْنا ) * و نفرستاديم ما * ( فِي قَرْيَةٍ ) * در هيچ شهرى و دهى * ( مِنْ نَبِيٍّ ) * هيچ پيغمبرى را كه او را تكذيب كردند * ( إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها ) * مگر آنكه بگرفتيم اهل آن شهر را * ( بِالْبَأْساءِ ) * به سختى و تنگى * ( وَالضَّرَّاءِ ) * و برنج و بيمارى * ( لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ ) * شايد زارى كنند و اظهار تذلل و عجز نموده تصديق نيى خود نمايند تا اين بلا از ايشان مندفع گردد و چون ببلا و زحمت تنبيه نشدند و ايمان نياوردند ايشان را بعطا و راحت ممتحن ساختيم * ( ثُمَّ بَدَّلْنا ) * پس بدل كرديم * ( مَكانَ السَّيِّئَةِ ) * بجاى بلا و مرض و شدت و تنگى * ( الْحَسَنَةَ ) * سلامتى و صحت و راحت و فراخى * ( حَتَّى عَفَوْا ) * تا وقتى كه بسيار شدند هم بمال و هم برجال اينجا نيز آغاز كفران كردند عفو بمعنى كثرت است يقال ( عفى البنات اذا كثرت و عفى اللحية ) حاصل معنى آنست كه ما ايشان را هم به بيمارى و هم بقحطى و هم بتندرستى و فراخ دستى ابتلا و امتحان كرديم ايمان نياوردند * ( وَقالُوا ) * و گفتند در حين تبديل نقمت بنعمت كه اين هر دو از طبيعت روزگار است و فلك دوار * ( قَدْ مَسَّ آباءَنَا ) * بدرستى كه رسيد پدران ما را نيز * ( الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ ) * سختى و شادى يعنى در زمان گذشته نيز گاهى قحطى بود و وقتى فراخى و زمانى صحت و گاهى بيمارى و زمانى غم و محنت و گاهى خرمى و شادى و اين نه بسبب كفر و ايمان است پس ما بر همين طريقه راسخ خواهيم بود و بر نخواهيم گشت و چون بر ناسپاسى و كفر رسوخ ورزيدند * ( فَأَخَذْناهُمْ ) * پس بگرفتيم ايشان را * ( بَغْتَةً ) * از روى فجاة يعنى ناگاه عذاب بايشان رسيد * ( وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ) * در حالتى كه نميدانستند كه عذاب بايشان نازل خواهد شد و اصلا توقع اين نداشتند و حسرت و شدت اين نوع عذاب عظيمتر از عذابيست كه مقدمات آن را ديده باشند و آن را دانسته نعوذ باللَّه من غضبه و سخطه بعد از آن بيان مىكند كه هلاكت امم سالفه به جهت شامت بدى اعتقاد و كردار بد ايشان بود و ميفرمايد كه * ( وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى ) *